گل پسرم گل پسرم ، تا این لحظه: 12 سال و 25 روز سن داره
ازدواج منو بابایی ازدواج منو بابایی ، تا این لحظه: 16 سال و 8 ماه و 5 روز سن داره

متولد ماهِ مــــهر...

34 هفته و 2 روز(آخرین روزای ماه هشتم)

سلام عشقم؛سلام جونم،عمرم،نفسم خوبی پسر قشنگم؟ درد و بلات به جونم که اینقدر جات تنگ شده که به سختی تکون میخوری چندروز پیش داشتم حالتهای این هفته ت رو میخوندم وقتی دیدم تو این هفته تو چه حالتی هستی دلم سوخت برات!خیلی جات تنگ شده پسر قشنگم!الهی بمیرم میخوای بدونی الان توچه موقعیتی هستی؟الان عکسشو میذارم: وقتی این عکسو دیدم گفتم الهی بمیرم؛بچه م حق داره اینقد ر ورجه وورجه میکنه جاش تنگ شده!! قربون اون ضربه هات برم که لحظه ای نیست که بی نصیبم کنی امروز دوروزه که وارد هفته 35شدیم روزها به سرعت میگذره و  باورم نمیشه که ان شالله حدود یکماه دیگه بالاخره روی ماهت رو میبینم خیلی خوشحالم که بالاخره میبینمت ولی...
13 شهريور 1393

32 هفته و 1روز

سلام پسر قشنگم خوبی قند عسلم؟ امروز وارد هفته 33 شدیم و روز به روز به روز اومندت نزدیک میشیم الان ساعت16:55دقیقه است.بابایی نیم ساعت پیش با دوستاش رفت شمال منو پسرم یه بار دیگه تنها شدیدم چاره ای نیست پسرم.بابایی که گناهی نکرده دلش میخواست با دوستاش بره سفر ماهم چیزی نگفتیم انشالله بهشون خوش بگذره و صحیح و سالم برگرده پیشمون این دفعه  به خودم قول دادم که گریه نکنم ولی نشد...یعنی نتونستم هرچی سعی کردم بابا که رفت به زور اشکامو تو چشمام نگه داشته بودم.چند ددقیقه ای رفتیم پایین و زود اومدم بالا. جای خالی بابا اشکمو جاری کرد... دعا کن بابا صحیح و سالم برگرده پیشمون پسرم. هفته ی پیش یادم نیست که چطوری گذ...
29 مرداد 1393

31 هفته و 1 روز(ماه هشتم)

سلام امیرعلیِ شیرینم خوبی عزیزِ مادر؟ امروز به حساب هفته ای بارداری 31هفته و 1روزه که با هم هستیم یعنی 8روزه که وارد ماه هشتم شدیم. ولی به حساب روزشمار وبلاگت 5روزه که وارد ماه 8شدیم! نمیدونم کدوم درسته! البته هفته های بارداری دقیق تره.به هرحال مهم اینه که خداروشکر داریم به روز دیدار نزدیک میشیم. کمتر از 60روز دیگه ان شالله به امید خدای بزرگ تو بغلم خواهی بود الان که دارم مینویسم دائم داری تو شکمم اینور اونور میری؛هی شکل شکمم رو تغییر میدی! چندروزه ماشالله هزارماشالله فعالیتت زیاد شده و ضرباتت دردناک.خودت رو گوله میکنی تو شکمم. دیشب دیدم ضرباتت بیوقفه و شدید و به وضوح قابل روئیته,نخواستم بابایی ازین لحظه های شیرین ...
22 مرداد 1393
1